محمدحسين ناصر الشريعه
274
تاريخ قم ( فارسى )
روايت مىكند كه گفت : خدمت حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم كه اراده دارم از قم و نزد اهل بيت خود خارج شوم ، چه سفهاء و جهال در ميان ايشان بسيار شدهاند . حضرت فرمود : از اين اراده منصرف شو ، زيرا كه به واسطهء تو بلا از اهل بيت تو رفع مىشود ، چنانكه دفع مىشود از اهل بغداد به واسطهء پدرم موسى بن جعفر عليه السّلام ! و نيز محمد بن قولويه روايت كرده از سعد بن عبد اللّه اشعرى از محمد بن عيسى ، از احمد بن محمد بن وليد ، از على بن مسيب همدانى كه گفت : به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم مسافت من دور است و نمىتوانم همه وقت شرفياب حضور مبارك گردم ، پس مسائل دينيهء خود را از كه فرا گيرم ؟ حضرت فرمود : از زكريا بن آدم كه امين است در امور دين و دنيا . و على بن مسيب گفته است : سالى حضرت رضا عليه السّلام به قصد حج از مدينه حركت فرمود ، زكريا بن آدم نيز با حضرت در يك كجاوه بود ! و نيز شيخ كشى از محمد بن اسحق و حسن بن محمد روايت كرده كه گفتند : سه ماه بعد از وفات زكريا بن آدم به عزم حج بيرون رفتيم . در اثناء راه نامهاى از حضرت رضا عليه السّلام رسيد كه در آن اين عبارت نوشته بود : « ذكرت ماجرا من قضاء اللّه تعالى فى الرجل المتوفى رحمه اللّه يوم ولد و يوم قبض و يوم يبعث حيا ، فقد عاش ايام حيوته عارفا بالحق قائلا به صابرا محتسبا للحق قائما بما يحب اللّه و رسوله و مضى رحمه اللّه غير ناكث و لا مبدل فجزاه اللّه اجرنينه و اعطاه خير امنيته » « 1 » مؤلف گويد : زهى پايهء جلالت اين عالىمقدار كه به آنجا رسيده كه لسان اللّه و كلامه الناطق در حق او سخنى گويد كه نظير آن را حضرت حق در كلام مجيد خود در شأن يحيى بن زكريا عليه السّلام گفته است كه : « سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيا » « 2 » حال اين انسان كامل و عالم عامل كه ولى اللّه مطلق كه علت غائى وجود است ، او را چنانكه مىبينى به اوصافى ستوده كه چشم پر حسرت روزگار در قرون و اعصار مانند آن نديده ! وحيد بهبهانى در تعليقه مىگويد : اين محمد بن اسحق برادر احمد بن اسحق مشهور
--> ( 1 ) - يعنى : از قضاى الهى دربارهء آن مرد كه به رحمت حق پيوست سخن گفتى ( منظور زكريا بن آدم است ) خداوند او را مشمول رحمت خود قرار داد ، در روزى كه متولد گرديد و روزى كه وفات يافت ؛ و روزى كه زنده برانگيخته مىشود . وى در روزگارى كه زنده بود . با معرفت به حق كه معتقد به آن بود زيست و مردى بردبار بود ؛ و از حق و حقيقت جدائى نداشت ، هميشه كمر خدمت براى آنچه خدا و پيغمبرش دوست مىدارند بسته و با همين حال بدون هيچگونه تبديل و احرافى نيز درگذشت . خداوند پاداش نيت او را به وى ارزانى دارد و بهترين آرزويش را به او عطا فرمايد ( د ) ( 2 ) - آيهء 15 ، سورهء مريم .